تبلیغات
تعاونی مسکن لاله 110 - پافشاری عباسی در وکالت 30 ساله بلاعزل چرا و به چه قیمت؟!
 
درباره وبلاگ


امام صادق(ع):
سه خصلت علامت نفاق است:
1- دروغ گویی
2- خلف وعده
3- خیانت در امانت

Email: maskanlaleh@yahoo.com


مدیر وبلاگ : ر. دادخواه
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
تعاونی مسکن لاله 110
آگاهی بخشی این وبلاگ به اعضای تعاونی پایان بخش سوء استفاده های مالی عباسی و دیگران خواهد بود
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM

بنام خدا


پافشاری عباسی در وکالت 30 ساله بلاعزل
چرا و به چه قیمت؟!

بیش از سیزده سال از امضای وکالتنامه (بخوانید ذلالتنامه ) 30 ساله بلا عزل عباسی که مشخصا" در چارچوب یک برنامه کلاهبرداری سازمان یافته علیه اعضای تعاونی مسکن لاله 110 صورت گرفته است میگذرد. (‌ لطفا توضیح کاملتر این کلاهبرداری را در گزارشی که تحت عنوان  یک پرسش و پاسخ در همین سایت خدمت شما ارائه شده است مطالعه بفرمائید) .

در این مقاله اجمالا" شرایط اسف باری را که عباسی طی بیست و دو سال گذشته برای خودش و اعضای تعاونی بوجود آورده است مرور کرده و راههای برون رفت او از این فلاکت را بررسی می کنیم.

بیست و دو سال پیش هنگامی که علی اکبر عباسی اولین خشتهای کج این تعاونی را بر روی فونداسیونی از فریب و خیانت روی هم قرار می داد آیا پیش بینی چنین روزهای تلخی را هم می کرد؟ روزهای سختی که در هر روز آن صدها نفر از اعضاء بخاطر وعده های دروغ فراوانی که هیچکدامشان تحقق نیافته اند دائما او را لعن و نفرین کنند. صدها پرونده حقوقی و کیفری اعضاء آرام و قرار را از او گرفته اند .هر روز در کلانتری ها و دادسراها و دادگاههای مختلف. از این پرونده به آن پرونده و از این بازپرس به آن بازپرس. هر روز شنیدن رکیک ترین فحشها و ناسزاهای تلفنی و حضوری از اعضاء. هر روز کلنجار رفتن با وکلا و رو زدن به دوستان و مسئولین مختلف برای یافتن راه و چاره ای جهت خلاصی از گرفتاریهای پیش آمده. شرایط دشواری که عباسی را وادار ساخته همواره زحمات افراد مختلف را به طرق مقتضی و بسته به وزن و توقع این افراد جبران نماید! روزی از خود عباسی شنیدیم که به شدت می نالید از اینکه هیچ کس تا بحال بی منظور و بی چشم داشت او را کمک نکرده است ! همه از او انتظاراتی داشته اند. به همه کس چه آشنا و چه غریبه ناسزا میگفت... و ادعا می کرد که سلام هیچكس به او بی طمع نبوده است !

گذشته از گله عباسی از باج خواهی ها و سهم خواهی های افرادی که کمکش کرده اند سوال ما این است که گدایی های عباسی نزد این و آن برای نجات از منجلابی که خودش بوجود آورده است تا کنون چه ثمره ای برای اعضای تعاونی بجز تاراج بیشتر اموالشان و وخامت بیشتر اوضاع تعاونی داشته است ؟ مسلما" هیچ ثمری نداشته مگر یک میوه نامشروع شخصی که ظاهرا" خیلی هم به کام عباسی و اطرافیانش شیرین بوده اما از شواهد امر پیداست که با گذشت زمان  مزه این میوه مسموم  هر روز تلخ تر و تلخ تر و تهوع آورتر میشود ! 

اجازه دهید  برخی از خیانتها و سوء مدیریت های عباسی را که منجر به وارد آمدن میلیاردها تومان خسارت مالی و  جانی و روحی به اعضای تعاونی شده است با خود عباسی بازگو  کنیم:

تو می گویی وکالتت از اعضا 30 ساله است و تعهد داری که تا پایان اعتبار آن زمینها را بسازی و آپارتمانها را تحویل آنها بدهی ! 

بر فرض که ادعای شما را بپذیریم  اما اگر تا این حد نسبت  به حقوق اعضاء  متعهد بودی پس چرا با تقسیم کردن و فروش و بذل و بخشش  مرحله به مرحله ای سهام جدید حق و حقوق 350 نفر اعضای قدیمی را  به 692  نفر رساندی؟ آیا با این کار ارزش اموال آنها را از بین نبردی؟ مگر تو به اعضاء قول زمین نداده بودی؟ پس چرا آنقدر سهامشان را پخش و پلا کردی که امروز نتوانی جوابگو باشی؟ آیا از فروش  نیمه های سهام اعضا چیزی هم برای خود اعضا کنار گذاشته ای یا خیر ؟ شاید گفته باشی که برای انجام کارهای اداری ثبت و شهرداری و غیره نیاز به پول داشتی و مجبور بودی سهام مردم را مفت بدهی برود ! این سخن کاملا بی ربط است چراکه اگر نیاز به پول بود می بایست در زمانهای مقتضی و در مواقع نیاز مجمع عمومی تشکیل میدادی و مشکل را بطور شفاف با اعضا درمیان میگذاشتی و از مشارکت مفید مردم استفاده  میکردی؟ باید فروش سهامشان را قبلا به اطلاعشان میرساندی . نباید بی اطلاع اعضایی که به تو اعتماد کرده و اموالشان را به دست شما سپرده بودند تعرض میکردی ! انتظار نداریم بگویی از اعضاء خواستی ولی کسی به تو پول نمی دادند ! چرا که در سالهای اول تعاونی اعضاء با ذوق و شوق وصف نشدنی تو را همه گونه همراهی میکردند و از هیچ مشارکت مالی و همیاری دریغ نداشتند. در سالهای نخست عضویت و حتی بعد از آن خیلی ها بی حساب و کتاب هرچه تقاضا میکردی می پرداختند. دلیل این مدعا امضاء چشم بسته وکالت نامه دروغین تو توسط همگی اعضاء بطور کامل بود ! چرا؟ چون در ابتدا به تو اعتماد داشتند. همه به ظاهر و سوابقت اعتماد کرده بودند. آنهایی که همکار در نیروی هوایی بودند بیش از بقیه شما را  میشناختند و اعتمادشان هم مضاعف بود. اشتغال در اداره عقیدتی سیاسی نیروی هوایی و سوابق حضورت در جبهه جنگ و جانباز شیمیایی بودنت ...کافی بود تا از شما یک قدیس در نظر دیگران ساخته شود. پس چه شد که مال مردم زیر دندانت مزه کرد و همه آن وقار و دارائی و افتخارات ارزشمند و دست نیافتنی را یک شبه به هیچ و واقعا به هیچ فروختی؟ 

به دهها مسائل اشتباه دیگرت نمی پردازم چون مجال پرداختن به همه آنها در این مقاله نیست. گر بگویم شرح آن بی حد شود - مثنوی هفتاد من کاغد شود!

خوب آقای عباسی بفرمائید در این بیست و دو سال گذشته چه بدست آورده ای؟ چند سهم آپارتمان؟ یا چند قواره زمین؟ چند صد میلیون یا چند میلیارد پول؟ ماشین و رفاه و غیره...؟ در مقابل چه دادی؟ شرف و انسانیت خودت را؟ آیا حقیقتا همه اینها در مقابل گوهر انسانی ارزشی دارند؟ همیشه دیده ایم که از ترکشهای مانده در بدنت و عوارض حاد شیمیایی و وضع بد سلامتی جسمانی نالیده ای. اگر این موضوع واقعا راست باشد پس در کمال تعجب از خود می پرسیم چرا عباسی جان ضعیف و بیمارش را از این وضعیت کشنده خلاص نمی کند؟ راز پافشاری تو در این وکالت بلا عزل واقعا" چیست؟ ادامه وکالتی که تو را به ذلالت همه جانبه کشانده تا به کی و تا کجا و به چه قیمت؟ هیچ عقل سالمی به تو حق نمی دهد. ممکنست مشاوران جاهل و یا مغرض منفعت طلب که تو را احاطه کرده اند دانسته یا ندانسته دارند تو را بسوی چاه ذلالت و نابودی در این دنیا و آخرت سوق میدهند. ادامه این وکالت هر چقدر هم که برایت سود آور باشد معامله بسیار زیان آور یست.

راه برگشت و جبران اشتباه و تسویه حق الناس به بهای رستگار شدن و طلب رضای خدا هرگز بسته نیست. اگر عده ای از اعضا به حق خشمگین و عصبانی هستند این به خاطر پافشاری تو در اشتباهات گذشته است. اگر بجای باج دادن و خوار شدن در مقابل این و آن و بجای مشکل تراشی برای اعضاء و چرخیدن در دادگاه ها و کلانتری ها و آلوده شدن به انواع رفتارهای ضد انسانی و ضد اخلاقی بطور شرافتمندانه راه ندامت و جبران خسارت وارده به اعضا را پیش می گرفتی علاوه بر باقیات و صالحات خیلی سریعتر و ارزانتر و موثر تر به نتیجه مطلوب رسیده بود و هرچند که خیلی دیر ولی با پایانی خوش پرونده اعضای تعاونی ختم به خیر می شد.

باشد که این بار موثر افتد ...



وکالت سی ساله بلاعزل!!!،


جمعه 30 تیر 1396 02:23 ق.ظ
You're so cool! I do not think I've truly read anything like
that before. So nice to discover someone with some genuine thoughts on this issue.
Seriously.. thank you for starting this up. This site is one thing that is
needed on the web, someone with some originality!
چهارشنبه 21 تیر 1396 11:23 ب.ظ
You can certainly see your enthusiasm within the
paintings you write. The sector hopes for more passionate writers such as
you who are not afraid to say how they believe.
At all times follow your heart.
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 01:50 ق.ظ
I do accept as true with all of the ideas you've offered to your post.
They're very convincing and can definitely work.
Still, the posts are too quick for novices. May you
please extend them a bit from next time? Thank you for the post.
شنبه 23 اردیبهشت 1396 07:32 ق.ظ
Very nice post. I just stumbled upon your weblog and wanted to say that I've
really enjoyed surfing around your blog posts. In any case I'll be subscribing
to your feed and I hope you write again very soon!
سه شنبه 8 اسفند 1391 07:44 ب.ظ
شما بدنبال دلیل این پافشاری هستید من به شما میگویم. عباسی در مسیر این تعاونی كثافت كاریهای زیادی انجام داده از این رو نه اینكه نخواهد، نمیتواند این پروژه را جمع كند از اینرو تصمیم گرفته كه اموال مردم را مفت و از طریق واسطه های خوذ از مردم بخرد با این كار دو هدف دارد 1- زمینهای مرذم را مفت از دستشان می گیرد 2- به گفته كسانی كه خرید و فروش كرده اند برای هر معامله هشت صد هزار تمان میگیرد نصف از خریدار و نصف از فروشنده. حال جواب خود از برای این پافشاری بر وكالت را گرفتید. به نظر شما چه دكانی بهتر از این؟
سه شنبه 1 اسفند 1391 09:44 ب.ظ
وكالت دادیم كه برامون كار كنه یا باهامون بازی كنه و سر كارمون بذاره و ما را سر كیسه كنه
چهارشنبه 4 بهمن 1391 12:54 ق.ظ
ما با رضایت خودمان وکالت دادیم. حالا یک باره چی شده؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر